اپیکته توس فیلسوف رومی(۵۰بعد از میلاد)
اپیکته توس فیلسوف رومی
..."اهلی کردن یعنی چه"؟روباه گفت :...اهلی کردن چیز بسیار فراموش شده ای است ،یعنی "علاقه ایجاد کردن..."البته تو برای من هنوز پسر بچه ای بیش نیستی ،مثل صدها هزار پسر بچه دیگر ،ومن نیازی به تو ندارم .تو هم نیازی به من نداری .من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر،ولی تو اگر مرا اهلی کنی هر دو به هم نیازمند خواهیم شد،تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت ومن برای تو در عالم یگانه خواهم بود...زندگی من یکنواخت است .من مرغها را شکار میکنم وادمها مرا تمام مرغها به هم شبیهند وتمام ادمها با هم یکسان .به همین جهت در اینجا اوقات به کسالت میگذرد .ولی تو اگر مرا اهلی کنی زندگی من همچون خورشید روشن خواهد شد.من با صدای پایی اشنا خواهم شد که با صدای پاهای دیگر فرق خواهد داشت .صدای پاهای دیگر مرا به سوراخ فرو خواهند بردولی صدای پای تو همچون نغمه موسیقی مرا از لانه بیرون خواهد کشید.بعلاوه ،خوب نگاه کن !ان گندم زارها را در ان پایین میبینی ؟من نان نمیخورم و گندم در نظرم چیز بی فایده ای است گندم زارها مرا به یاد هیچ چیز نمی اندازد و این جای تاسف است!اما تو موهای طلایی داری .وچقدر خوب خواهد شد انوقت که مرا اهلی کرده باشی!چون گندم که به رنگ طلاست مرا به یاد تو خواهد انداخت.ان وقت من صدای وزیدن باد را در گندمزار دوست خواهم داشت...
...بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید.انچه اصل است از دیده پنهان است انچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای.ادمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی تو هر چه را اهلی کنی همیشه مسئول ان خواهی بود.تو مسئول گل خود هستی...
تاریخ تمدن ، ویل دورانت
اشو
سلام
عذر خواهی مرا بابت دیر ارتباط برقرار کردن بپذیر. از اینکه بابت غم بزرگی برای تو مینویسم ، ناراحتم.
دوست عزیز و شکیبا ، میدانم از دست دادن عزیزی ، چقدر درد آلود و رنج آور است. پیام تسلیت من خیلی دیر هنگام است. اما چه کنم که نمی دانستم به چه زبانی عمق همدردی خودرا با تو بیان کنم و به ناچار متوسل به قلم و کاغذ شدم.
بودا میگوید هر گاه ما خود را همچون جزئی از یک کل بشمار آوریم و نفوس و امیال خود را هماهنگ کل ، اصلاح کنیم ، آنوقت ناکامی ها و شکستهای شخصی ما ، مصائب رنگارنگ و مرگ چاره ناپذیر ، دیگر مارا به اندازه پیش غمگین نمی سازد ، و این مصائب در فراخنای ابدیت محو و نابود می گردد.
دوست عزیزم ، زندگی سرشار از ناکامی ، رنج ، دوری و جدایی است. ولی همه این مصائب مارا پخته تر و آماده تر برای مراحل بعدی زندگی مان میکند. به قولی دیگر رودها برای آنکه زلال شوند ، گاهی در سخت ترین لایه های زمین ریاضت میکشند. زندگی ما هم مصداق همین رودخانه هاست. و این سختی ها لازمه درک بهتر زندگی است.
دوست عزیز ، میدانم که این مفاهیم موقع وقوع حادثه ، چه بیرنگ و متزلزلند ، ولی چه کنیم که همه ما مقهور این طبیعتیم و باید دردها را بپذیریم.
چند روز پیش خبر بد دیگری به من رسید که سخت متاثر شدم. یکی از شاگردانم فوت کرد. از شاگردان چندین ساله ام بود که به تازگی در مسابقه بین المللی نقاشی سرزمین من و رنگین کمان ، مدال نقره را گرفته بود. ولی متاسفانه مجال آنرا نیافت که مدال خود را بگیرد. احساس کردم که چقدر همه چیز بی ارزش ، و غیر قابل پیش بینی است.ولی وقتی عمیق تر فکر کردم ، متوجه شدم زندگی همچنان زیباست و ارزش زندگی به دوست داشتن هاست. از دست دادن این دوست داشتن هاست که آنرا بی ارزش و بی هویت می کند.
دوست من ، همدردیم را بپذیر . امیدوارم که کمی باعث التیام درد تو شده باشم و امیدوارم این درد را با صبر و بردباری به دوش بکشی و خود را برای مراحل بعدی زندگیت آماده کنی.
به قول فیلسوف هندی ، اوشو ، انسان پذیرا ، انسانی است که پذیرای همه چیز زندگی خود باشد. چه بدی ، چه خوبی. چه سختی ، چه خوشی. چه غم ، چه شادی.
زیرا زندگی مانند سکه ای دو رو است.
چراغ راه خود باشید. دنبال دیگران نیفتید ،پیرو کسی نباشید ،پیرو روحتان باشید.این اخرین پیام من است .
